چرا 74  دقیقه

‏ دیسک های فشرده یا همان CD که امروزه کاربردهای فراوانی در زندگی ما دارند، در سال ۱۹۸۰ به دنیا وارد شدند. ولی چرا دیسک های فشرده ۷۴ دقیقه ای هستند، نه ۶۰ دقیقه ای و نه ۷۰ دقیقه ای !؟ ‏ ‏ هفتاد و چهار دقیقه بودن آنها را می توان تقصیر یک مرد ناشنوای آلمانی گذاشت. ‏ ‏ شرکت سونی و فیلیپس که آن زمان در حال طراحی استاندارد CD بودند بین اندازه دیسک های فشرده با هم اختلاف داشتند. شرکت فیلیپس به دنبال طراحی دیسک های با قطر ۱۱/۵ سانتیمتر بود و سونی به ۱۰ سانتیمتر بسنده کرده بود. ‏ ‏ هر کدام از ۲ استاندارد فوق می توانستند ۶۰ دقیقه از موسیقی استریو با نرخ ۱۶ بیت و با فرکانس ۴۴٫۰۵۶ هرتز را در خود جای دهند. ‏ ‏ ولی این مقدار از دید آقای نوریو اهگا کافی نبود. وی که یک تاجر ابزار الکترونیکی در ژاپن بود و برای خوانندگی اپرا هم تعلیم دیده بود، پس از اینکه از کیفیت پایین ضبط صوت سونی به آن شرکت تحت یک نامه شکایت کرد، به استخدام سونی درآمد و پس از گذشت زمان در سال ۱۹۸۲ مدیر شرکت سونی گردید. وی که علاقه خاصی به موسیقی کلاسیک داشت، اصرار داشت که باید سمفونی نهم لودویگ وان بتهوون را بر روی یک دیسک فشرده جای داد. ‏ ‏ به گفته فیلیپس : طولانی ترین اجرا ۷۴ دقیقه به طول انجامید … موسیقی که در فستیوال شهر بایروت آلمان در سال ۱۹۵۱ به رهبری ویلهلم فورت ونگلر اجرا گردید را نمی شد در۶۰ دقیقه جای داد. ‏ ‏ و این بود سرآغاز دیسکهای ۱۲ سانتیمتری که ۷۴ دقیقه ظرفیت داشتند، استانداردی که متاثر از نوابغ آلمانی و ژاپنی ایجاد شد. ‏



دلایل کاهش سرعت  استفاده از اینترنت

شاید شما از آن دسته از افرادی باشید که از اشتراک ADSL یا از اینترنت به صورت دایال آپ استفاده میکنید.این سوال در ذهن اکثر کاربران پیش آمده که چرا هیچ وقت به سرعت واقعی ظاهر شده در قسمت کانکشن نمیرسم. و حتی گاهی این امر باعث تبلیغات کاذب  بعضی از شرکت های ارائه دهنده خدمات ابنترنت میشه.
دلایل زیادی موجب این کندی  و تفاوت سرعت هک شده و سرعت مورد استفاده میشن که میخوام واستون اونها رو نام ببرم.
در ابتدا اینو توضیح بدم ما در این مبحث دو تا تعریف داریم.1-پهنای باند 2-گذردهی یا توان عملیاتی.بزارید با یک مثال بیشتر توضیح بدم.به عنوان مثال شما یه اشتراک ADSL  128KB گرفتین.به این میگن پهنای باند.یعنی شما باید بتونید با سرعت  128kb/s  دانلود کنید.در حالی که در اکثر مواقع به این سرعت نمیرسید.و حداکثر تا 100kb/s میتونید سرعت دانلود داشته باشین.به این میگن گذردهی یا توان عملیاتی.
امروز داشتم کتاب شبکه های کامپیوتری تالیف دکتر امیر مسعود رحمانی رو میخوندم.نکات جالبی در رابطه با فاکتور های موثر در مورد سرعت گذردهی میخوندم که اینجا لیست میکنم.
1-وجود دیگر کاربران شبکه
2-نوع توپولوژی و طراحی شبکه
3-نوع داده انتقالی(فایل متنی؛فیلم؛صفحات وب و ...)
4-سرعت کامپیوتر کاربر
5-سرعت کامپیوتر سرور
6-زمان استفاده از اینترنت
7-وضعیت آب و هوایی

پس متوجه این موضوع شدیم که تنها تعداد کاربران زیاد نمیتونه باعث این افت سرعت بشه.امیدوارم منظور رو رسونده باشم.








شروع یک اختراع

با سلام .امروز قراره یه سری از پروژه هایی که در آینده شاید مورد استفاده قرار می گیرند و تو ذهنم بود رو اینجا بنویسم شاید به زودی زود این پروژه ها مورد استفاده قرار بگیرن.دوستانی هم که طرح هایی تو ذهنشون دارن  میتونن تو قسمت نظرات طرح خودشونو بگن حتی اگه خیلی در سطح پایینی هستند و بنده با اسم خودشون اونها رو تو قسمت وبلاگ قرار بدم. از خودم شروع میکنم:
1-قضاوت بر اساس سیستم فازی
2-استفاده از classification در الگوریتم GA:Generic Algorithm
3-استفاده از بلوتوث در فلش مموری
4-استفاده از قابلیت usb host در گوشی های تلفن همراه




نشانه های ماسونی جام جهانی

حتی با خوشبینانه ترین حالت و  مسامحه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما در باره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت "Jahbulon" که نام خدای  شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسونها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن "یه بال آن" می شود را می پرستند. 

اگر در طرحهای مثلثی  منقوش بر روی توپ این بازی ها که حرف و حدیث زیادی نیز در باره آن بوجود آمد اندکی دقت بفرمایید متوجه خواهید شد که روی بدنه توپ سه هرم آیرودینامیک طراحی شده که در کنار هر ضلع آن یازده مثلث یا هرم کوچکتر قرار دارد که مجموعا در اطراف هر مثلث بزرگ 33مثلث یا هرم کوچک جای میگیرد.که اشاره به دو عدد فوق مقدس ماسونها یعنی یازده و سی وسه دارد!(اعداد نه ، یازده ،سیزده و سی وسه اعداد مقدس ماسونها هستند و در این میان 11از اهمیت ویژه ای برخوردار است).

برای طراحی این توپ از یازده رنگ استفاده شده  و همانطور که مستحضر هستید خود آرم شرکت آدیداس از جمله آرمهای ماسونی معروف به شمار می رود.


لذا حرف و حدیثهایی که در باره توپ بوجود آمد تنها وسیله ای برای متمرکز کردن توجهات بر روی توپ این بازی ها بود که در پس پرده تفکرات و اهداف شوم و شیطانی گردانندگان ماسون فیفا را در خود  نهان کرده بود!



jabulani



شاید بگویید این موارد اتفاقی است اما وقتی به این نکته دقت کنیم که بازی ها در روز 11ژوئن آغاز و دقیقا 11ژولای پایان می یابد (ماههای ششم و هفتم میلادی که جمعشان 13می شود)ماجرا اندکی مشکوکتر می شود! 


حتی با خوشبینانه ترین حالت و  مسامحه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما در باره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟


در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت "Jahbulon" که نام خدای  شیطانی ماسونهاست شباهت دارد!!!


گفتنی است ماسونها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن "یه بال آن" می شود را می پرستند.


که ترکیبی از سه خدا یعنی "یهوه" (خدای یهودیان) ، "بعل"(خدای باستانی بین النهرین) و  "آن"(همان اوسیریس خدای مردگان در مصر باستان) است. در واقع یهودیان سامری نسب(نه موحدان معتقد به تورات حقیقی) که در دو منطقه مصر و بین النهرین زندگی کرده بودن این خدایان پاگانیستی را وارد در دین جدید خود نمودند و با این تحریف بزرگ ، خدایی ترکیبی ساختند و فراماسونری نیز که بی شک فرزند نامشروع یهودیت صهیونیزم است  آنرا به ارث برده است!



یه 

بال  آن



 شایان ذکر است فیفا اعلام نمود عبارت "Jabulani" نام یک از 11زبان زنده در افریقای جنوبی است (باز هم 11) و در توضیحی دیگر آن را واژه ای از زبان Zulu دانست که به معنای " شادی کردن "است!


آیا واقعا توپ جام جهانی جای درج کلمه ای از یکی از 11زبان آفریقای جنوبی است ؟


 



2010


بر روی توپ این بازی ها طرح جام جهانی 2010نیز نقش بسته است (تصویر فوق).


 اگر خوب به آن توجه فرمایید در گوشه بالا سمت راست آن شاهد سر پرنده ای هستید که بدون هیچ توجیهی در این لوگو جای گرفته است!!



یه بال آن


در واقع این پرنده نماد "هروس" خدای شیطانی و اسطوره ای ماسونهاست(فرزند ایزیس و اوزیریس) که اورا با حضرت مسیح برابر می دانند و حتی بی شرمانه مسیح را الگوی خود ساخته یهودیان از هروس تلقی می کنند و پیا مبری ایشان را زیر سوال برده و این نبی الهی را دروغ گو میدانند!


 



هروس


گفتنی است در میان ورزشگاههای کشور افریقای جنوبی که برای جام 2010ساخته شدند  ورزشگاهی شبیه به "چشم" نیز وجود دارد و نکته جالبتر اینکه نام آن"MOSES" یا همان "موسی" است.


(تصویر Moses Mabhida Stadium را در زیر میبینید)



MOSES



این همه اصرار بر خدایان پاگانیستی و الحادی و اشاره به آنها به هر طریق و در هر کجای ممکن از سوی ماسونها با چه هدفی صورت می گیرد؟


مگر نه اینکه هرگاه ماسونها در جایی نمادگرایی نمودند بلا فاصله فتنه ای بزرگ را در ادامه طراحی و اجرا نمودند ؟ ما باید در جام جهانی ، یا پس از آن منتظر چه با شیم؟


به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)که صد البته نزدیک است.


منبع:علی اکبر رائفی پور - موعود





یک عمر با پطروس خیالی

پسر خوبی بود.ماه بود.گل بود.تپل بود.شب بود .کسی آن اطراف نبود.اسمش پطروس بود.هلندی بود.وقتی انگشتش را فرو کرد در سوراخ سد تازه معلوم شد فداکار بود.

کتاب کلاس چهارم بود.ما بودیم و پطروس بود و قهرمانی که با خاطرش بزرگ شدیم.ماجرای خاطرخواهی بود.نوستالژی بود.قهرمان ما بود.تازه آن صفحه کتاب عکس پطروس را هم نداشت.هرکداممان یک جوری تصویرش کردیم...که خسته بود.رنگ پریده بود.انگشتش کرخ شده بود...یک کمی پایین تر کلمات و ترکیب های تازه بود.کرخ یعنی سست،بیحس...بیحس آن روزها هنوز سرهم بود.

گذشت تا من اینجا پطروس را دیدم...

 

مجسمه اش در هلند بود.همین جوری داشت جلوی سوراخ سد را می گرفت.دیدم اصلا اسمش پطروس نبود.هانس بود.هانس یک شخصیت تخیلی بود یک نویسنده امریکایی به نام مری میپ داچ نوشته بود.مری خودش هم هیچ وقت به هلند سفر نکرده بود.بعدها هلند از این قهرمان خیالی یک مجسمه ساخته بود.رفتم تازه سراغ یک پروفسور ادبیات هلند.پروفسور اد هانسن که از قضا رایزن فرهنگی هلندی ها هم بود.خبر نداشت ما نسل در نسل با خاطره و خیال پطروس بزرگ شدیم.خبر نداشت ما ناراحت می شویم اگر بفهمیم پطروسی در کار نبود.تخیلی بود.اسمش هم تازه این نبود.

**********                                                                       

حالا سرزمین من پر از قهرمان بود.قهرمان زیر خروار ها خاک قهوه ای خفته بود.صبح بود وپطروس ...که اینقدر دوستش داشتم یک گوشه بیهوش افتاده بود.

منبع





نحوه کار تلویزیون های 3 بعدی

تلویزیون هم مثل تمام فن‌آوری‌هایی که امروزه از آن‌ها استفاده می‌کنیم حاصل تکامل ایده‌ها و ابداعات ساده‌ است.

برای سال‌ها فن‌آوری تلویزیون هم مثل تمام فن‌آوری‌هایی که امروزه از آن‌ها استفاده می‌کنیم حاصل تکامل ایده‌ها و ابداعات ساده‌ است.

برای سال‌ها فن‌آوری ساخت تلویزیون برروی تلویزیون‌های CRT سیاه‌ سفید ورنگی متوقف بود ولی اکنون سرعت پیشرفت فن‌آوری‌های تولید تلویزیون به قدری سریع است که در یک سال قیمت پیشرفته‌ترین و بزرگ‌ترین تلویزیون‌های LCD خانگی چند صد دلار کاهش می‌یابد و تقریباً هر فصل محصولات جدیدی به بازار عرضه می‌شوند.

در طی دو‌ دهه اخیر شاهد ساخت تلویزیون‌های پلاسما و LCD بودیم. با وارد شدن فن‌آوری HD به تلویزیون‌ها و مجهز شدن پنل‌های LCD و پلاسما به سیستم‌های پخش HD تجربه کار با تلویزیون جهش بسیار بزرگی پیدا کرد.

آخرین قدمی که در زمینه تلویزیون برداشته شده‌، تلفیق فن‌آوری ضبط و پخش سه‌بعدی با پنل‌های LCD، تصویر پیش‌زمینه LED و تصاویر HD است که از ابتدای سال 2010 به طور گسترده در بازارهای جهان عرضه شد.

ایده‌های تولید فیلم سه بعدی با ساخت فیلم "نیروی عشق" در سال 1922 شروع شد. سپس در دهه 50 میلادی و پرطرفدار شدن تلویزیون‌ها، کارگردان‌ها برای کشاندن مخاطبان از جلو تلویزیون به سالن‌های سینما تصمیم گرفتند از تجربه چند بعدی تماشای فیلم استفاده کنند.

یکی از تلاش‌های آن‌ها نصب صندلی‌هایی بود که با حرکات شخص اول فیلم، مخصوصاً در فیلم‌های اکشن و ترسناک، می‌لرزند. از دیگر ایده‌های آن زمان برای متفاوت کردن تجربه تماشای فیلم سینمایی، قرار دادن اجسامی مانند اسکلت‌های متحرک در سالن سینمای در سالن پخش فیلم‌های ترسناک بود.

اکنون تولید فیلم‌های سه بعدی مانند آواتار که موفق‌ترین فیلم سه بعدی تاریخ سینما شناخته می‌شود، سرعت بسیاری گرفته‌است به طوری که چند ماه بعد از عرضه آواتار، سینماها با فیلم‌های سه بعدی دیگری مانند Clash of the Titans پر شدند و تماشاگران نیز به فیلم‌های سه بعدی تمایل بیشتری دارند. اکنون در آمریکا بسیاری از مسابقات ورزشی و برنامه‌های تلویزیون به صورت سه بعدی- HD پخش می‌شوند و تلویزیون‌های سه بعدی در بازار نیز با استفبال خوبی از سوی مشتریان روبرو شده‌اند.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا وقتی به اجسام واقعی نگاه می‌کنیم آن‌ها را سه بعدی می‌بینیم ولی تصویر همین اجسام در صفحه تلویزیون دو بعدی است؟

به جای پاسخ دادن به این سوال بیایید به چگونگی فرآیند دیدن نگاهی بیاندازیم. تنها تحریک محیطی که باعث ایجاد تصاویر در مغز ما می‌شود، نور است. آن هم نور ساده با طول موج‌های مختلف.[چطور مغز کار می‌کند؟]


وقتی جسمی در دور دست قرار دارد، شعاع‌های نور بازتابی که از آن به دو چشم ما می‌رسد با یکدیگر موازی هستند. ولی وقتی همان جسم نزدیک می‌شود، این شعاع‌ها دیگر موازی نیستند. این خطوط از اجسامی که در نزدیکی چشم ما هستند به طور همگرا گسیل می‌شوند و چشم ما برای دیدن آن‌ها باید کمی تغییر حالت بدهد. برای اینکه این مطلب را بهتر متوجه شوید، جسمی را از فاصله دور تا نزدیک بینی خود حرکت دهید. حتما متوجه تغییر فیزیکی قسمتی از چشم خود می‌شوید.
این تغییر توسط مغز کنترل می‌شود و میزان تغییرات نیز توسط مغز ثبت می‌شود. همین اطلاعات به مغز کمک می‌کند تا فاصله اجسام تا چشم را تخمین بزند. برای مثال مغز با توجه به اینکه چشم برای دیدن یک جسم تقعر بسیار کمی پیدا کرده‌، متوجه می‌شود که این جسم احتمالاً در فاصله‌ای نزدیک قرار دارد.

ایده کلیدی ضبط و پخش تصاویر هم دقیقاً در همین عملکرد مغز و چشم است. در تلویزیون‌های سه بعدی سعی می‌شود تصاویری ارائه شود که برای هر چشم در محل متفاوتی قرار داشته باشد تا مغز آن‌ها را به صورت غیر مسطح و عمق‌دار تشخیص دهد.

البته مشکلی هم در اینجا وجود دارد چراکه تمرکز کردن هر چشم برروی این تصاویر متفاوت به این معنی است که میزان تقعر و نقطه فوکوس هر چشم با یکدیگر نمی‌خواند و همین امر باعث ایجاد سردرد و احساس سرگیجه می‌شود.

برای ایجاد این تفاوت بین تصاویری که هر چشم می‌بیند معمولاً از عینک‌های مخصوص استفاده می‌شود. در کل دو نوع عینک در صنعت تصاویر سه بعدی رایج هستند: عینک‌های Passive و Active.
 

این عینک‌ها همان عینک‌هایی هستند که به محض دیدنشان به یاد تصاویر سه بعدی می‌افتید. عینک‌های ساده با دو لنز غیر یک رنگ.

این عینک‌ها که بیشتر به نام ژرفنما (Anaglyph) معروف هستند از دو رنگ مختلف برای ایجاد اختلاف بین تصاویری استفاده می‌کنند که هر چشم می‌بیند.

اکثر عینک‌های Passive از دو رنگ آبی و قرمز استفاده می‌کنند. تلویزیون‌هایی که برای کار با این عینک‌ها طراحی شده‌اند دارای تصاویر نامفهومی هستند که دارای سایه‌های قرمز و آبی هستند. 

در این عینک‌ها لنز قرمز تمام نورهای قرمز را که از طرف تلویزیون گسیل می‌شوند، جذب می‌کند، به این ترتیب تصاویری که از این لنز دیده می‌شوند دارای رنگ قرمز نیستند. لنز قرمز رنگ هم همین کار را انجام می‌دهد.

چشمی که پشت لنز قرمز است تنها تصاویر آبی را می‌بیند و چشم دیگر که پشت لنز آبی است تصاویر قرمز را می‌بیند. در این حالت هر چشم قادر است تنها یک مجموعه تصویر را ببیند به همین دلیل هم مغز به اشتباه می‌افتد و فکر می‌کند که هر دو چشم تصاویر یکسانی را می‌بینند.

در این حالت محل فوکوس برای هر دو چشم ثابت است ولی تقعری که هر چشم به خود می‌گیرد متفاوت است، همین امر باعث به وجود آمدن توهم عمیق بودن تصاویر می‌شود.

امروزه فن‌آوری دیگری به عینک‌های Passive اضافه شده که از لنز‌های پلاریزه‌ استفاده می‌کند. 

اگر به صفحه نمایشی که از این فن‌آوری استفاده می‌کند نگاه کنید، تصاویر نامفهوم و چند رنگی را می‌بینید. عینک‌های Passive این فن‌آوری بعضی شعاع‌های نوری که در جهات خاصی گسیل می‌شوند را فیلتر می‌کند و تنها نورهای پلاریزه از لنز این عینک‌ها عبور می‌کند. به همین دلیل هم هر چشم تصاویر خاصی را می‌بیند.

عینک‌های Passive پلاریزه به این دلیل که رنگ تصاویر را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند از طرفداران بیشتری برخوردارند. البته استفاده از این فن‌آوری بیشتر در سینما رایج است چرا که اگر بخواهید این فن‌آوری را در منزل به کار ببرید، برای هر بار استفاده از این عینک باید یک فیلتر پلاریزه روی صفحه تلویزیون قرار دهید.

در سال‌های اخیر متخصصان روش‌های دیگری علاوه بر عینک‌های Passive برای دیدن تصاویر سه بعدی طراحی کرده‌اند. در این روش نیاز به استفاده از عینک‌های مخصوص هست ولی لنز این دوربین‌ها دارای رنگ یا فیلتر خاصی نیست.

مکانیزم کار این عینک‌ها برپایه ایجاد تاخیر در زمان دیدن تصاویر توسط هر چشم است.
این عینک‌ها از صفحات کوچک LCD برای ایجاد تصاویر سه بعدی استفاده می‌کنند. هر قسمت از عینک دارای حسگرهای فروسرخ است که به صورت بی‌سیم با تلویزیون ارتباط برقرار می‌کند. 

زمانی که تصویری برروی صفحه نمایش ایجاد می‌شود، هر لنز این عینک تصویر مشابهی را ایجاد می‌کنند با این تفاوت که در نمایش تصاویر برای هر چشم تاثیر وجود دارد.

در حقیقت هر کدام از لنزها بین حالت شفاف و غیر شفاف تغییر حالت می‌دهند. زمانی که تصویر لنز راست برروی صفحه نمایش داده می‌شود، لنز چپ تاریک می‌شود و برعکس. این تغییر با سرعتی بالا رخ می‌دهد که چشم انسان قدرت تشخیص آن را ندارد.

این فن‌آوری‌ها سال‌هاست که توسط دانشمندان طراحی شده‌اند ولی تنها چند سالی‌است که علم روز قدرت پیاده سازی آن‌ها برروی تلویزیون‌های LCD و پلاسما را دارد.


نمی‌توان از هر تلویزیونی انتظار تولید تصاویر سه بعدی را داشت.
اکثر کاربران ترجیح می‌دهند تلویزیون‌های سه بعدی خریداری کنند که از قبل سیستم پخش سه بعدی برروی آن‌ها نصب شده باشد.

این تلویزیون‌ها به دو صورت موجود هستند. یک سری تنها قابلیت پخش تصاویری را دارند که به صورت سه بعدی ضبط و پخش می‌شوند، این در حالی است که سری دیگری از تلویزیون‌ها می‌توانند هر تصویری را به صورت سه بعدی نمایش دهند.

این روز‌ها بیشتر تلویزیون‌های سه بعدی ترکیبی از نمایشگرهای LCD-LED با کیفیت HD هستند و بیشتر فیلم‌های سه بعدی نیز با توجه به حجیم بودن، برروی دیسک‌های بلو - ری عرضه می‌گردند.ری ساخت تلویزیون برروی تلویزیون‌های CRT سیاه‌ سفید ورنگی متوقف بود ولی اکنون سرعت پیشرفت فن‌آوری‌های تولید تلویزیون به قدری سریع است که در یک سال قیمت پیشرفته‌ترین و بزرگ‌ترین تلویزیون‌های LCD خانگی چند صد دلار کاهش می‌یابد و تقریباً هر فصل محصولات جدیدی به بازار عرضه می‌شوند.

در طی دو‌ دهه اخیر شاهد ساخت تلویزیون‌های پلاسما و LCD بودیم. با وارد شدن فن‌آوری HD به تلویزیون‌ها و مجهز شدن پنل‌های LCD و پلاسما به سیستم‌های پخش HD تجربه کار با تلویزیون جهش بسیار بزرگی پیدا کرد.

آخرین قدمی که در زمینه تلویزیون برداشته شده‌، تلفیق فن‌آوری ضبط و پخش سه‌بعدی با پنل‌های LCD، تصویر پیش‌زمینه LED و تصاویر HD است که از ابتدای سال 2010 به طور گسترده در بازارهای جهان عرضه شد.

البته اولین ایده‌های تولید فیلم سه بعدی با ساخت فیلم "نیروی عشق" در سال 1922 شروع شد. سپس در دهه 50 میلادی و پرطرفدار شدن تلویزیون‌ها، کارگردان‌ها برای کشاندن مخاطبان از جلو تلویزیون به سالن‌های سینما تصمیم گرفتند از تجربه چند بعدی تماشای فیلم استفاده کنند.

یکی از تلاش‌های آن‌ها نصب صندلی‌هایی بود که با حرکات شخص اول فیلم، مخصوصاً در فیلم‌های اکشن و ترسناک، می‌لرزند. از دیگر ایده‌های آن زمان برای متفاوت کردن تجربه تماشای فیلم سینمایی، قرار دادن اجسامی مانند اسکلت‌های متحرک در سالن سینمای در سالن پخش فیلم‌های ترسناک بود.

اکنون تولید فیلم‌های سه بعدی مانند آواتار که موفق‌ترین فیلم سه بعدی تاریخ سینما شناخته می‌شود، سرعت بسیاری گرفته‌است به طوری که چند ماه بعد از عرضه آواتار، سینماها با فیلم‌های سه بعدی دیگری مانند Clash of the Titans پر شدند و تماشاگران نیز به فیلم‌های سه بعدی تمایل بیشتری دارند. اکنون در آمریکا بسیاری از مسابقات ورزشی و برنامه‌های تلویزیون به صورت سه بعدی- HD پخش می‌شوند و تلویزیون‌های سه بعدی در بازار نیز با استفبال خوبی از سوی مشتریان روبرو شده‌اند.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا وقتی به اجسام واقعی نگاه می‌کنیم آن‌ها را سه بعدی می‌بینیم ولی تصویر همین اجسام در صفحه تلویزیون دو بعدی است؟

به جای پاسخ دادن به این سوال بیایید به چگونگی فرآیند دیدن نگاهی بیاندازیم. تنها تحریک محیطی که باعث ایجاد تصاویر در مغز ما می‌شود، نور است. آن هم نور ساده با طول موج‌های مختلف.[چطور مغز کار می‌کند؟]

وقتی جسمی در دور دست قرار دارد، شعاع‌های نور بازتابی که از آن به دو چشم ما می‌رسد با یکدیگر موازی هستند. ولی وقتی همان جسم نزدیک می‌شود، این شعاع‌ها دیگر موازی نیستند. این خطوط از اجسامی که در نزدیکی چشم ما هستند به طور همگرا گسیل می‌شوند و چشم ما برای دیدن آن‌ها باید کمی تغییر حالت بدهد. برای اینکه این مطلب را بهتر متوجه شوید، جسمی را از فاصله دور تا نزدیک بینی خود حرکت دهید. حتما متوجه تغییر فیزیکی قسمتی از چشم خود می‌شوید.
این تغییر توسط مغز کنترل می‌شود و میزان تغییرات نیز توسط مغز ثبت می‌شود. همین اطلاعات به مغز کمک می‌کند تا فاصله اجسام تا چشم را تخمین بزند. برای مثال مغز با توجه به اینکه چشم برای دیدن یک جسم تقعر بسیار کمی پیدا کرده‌، متوجه می‌شود که این جسم احتمالاً در فاصله‌ای نزدیک قرار دارد.

ایده کلیدی ضبط و پخش تصاویر هم دقیقاً در همین عملکرد مغز و چشم است. در تلویزیون‌های سه بعدی سعی می‌شود تصاویری ارائه شود که برای هر چشم در محل متفاوتی قرار داشته باشد تا مغز آن‌ها را به صورت غیر مسطح و عمق‌دار تشخیص دهد.

البته مشکلی هم در اینجا وجود دارد چراکه تمرکز کردن هر چشم برروی این تصاویر متفاوت به این معنی است که میزان تقعر و نقطه فوکوس هر چشم با یکدیگر نمی‌خواند و همین امر باعث ایجاد سردرد و احساس سرگیجه می‌شود.

برای ایجاد این تفاوت بین تصاویری که هر چشم می‌بیند معمولاً از عینک‌های مخصوص استفاده می‌شود. در کل دو نوع عینک در صنعت تصاویر سه بعدی رایج هستند: عینک‌های Passive و Active. 

این عینک‌ها همان عینک‌هایی هستند که به محض دیدنشان به یاد تصاویر سه بعدی می‌افتید. عینک‌های ساده با دو لنز غیر یک رنگ.

این عینک‌ها که بیشتر به نام ژرفنما (Anaglyph) معروف هستند از دو رنگ مختلف برای ایجاد اختلاف بین تصاویری استفاده می‌کنند که هر چشم می‌بیند.

اکثر عینک‌های Passive از دو رنگ آبی و قرمز استفاده می‌کنند. تلویزیون‌هایی که برای کار با این عینک‌ها طراحی شده‌اند دارای تصاویر نامفهومی هستند که دارای سایه‌های قرمز و آبی هستند. 

در این عینک‌ها لنز قرمز تمام نورهای قرمز را که از طرف تلویزیون گسیل می‌شوند، جذب می‌کند، به این ترتیب تصاویری که از این لنز دیده می‌شوند دارای رنگ قرمز نیستند. لنز قرمز رنگ هم همین کار را انجام می‌دهد.

چشمی که پشت لنز قرمز است تنها تصاویر آبی را می‌بیند و چشم دیگر که پشت لنز آبی است تصاویر قرمز را می‌بیند. در این حالت هر چشم قادر است تنها یک مجموعه تصویر را ببیند به همین دلیل هم مغز به اشتباه می‌افتد و فکر می‌کند که هر دو چشم تصاویر یکسانی را می‌بینند.

در این حالت محل فوکوس برای هر دو چشم ثابت است ولی تقعری که هر چشم به خود می‌گیرد متفاوت است، همین امر باعث به وجود آمدن توهم عمیق بودن تصاویر می‌شود.

امروزه فن‌آوری دیگری به عینک‌های Passive اضافه شده که از لنز‌های پلاریزه‌ استفاده می‌کند. 

اگر به صفحه نمایشی که از این فن‌آوری استفاده می‌کند نگاه کنید، تصاویر نامفهوم و چند رنگی را می‌بینید. عینک‌های Passive این فن‌آوری بعضی شعاع‌های نوری که در جهات خاصی گسیل می‌شوند را فیلتر می‌کند و تنها نورهای پلاریزه از لنز این عینک‌ها عبور می‌کند. به همین دلیل هم هر چشم تصاویر خاصی را می‌بیند.

عینک‌های Passive پلاریزه به این دلیل که رنگ تصاویر را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند از طرفداران بیشتری برخوردارند. البته استفاده از این فن‌آوری بیشتر در سینما رایج است چرا که اگر بخواهید این فن‌آوری را در منزل به کار ببرید، برای هر بار استفاده از این عینک باید یک فیلتر پلاریزه روی صفحه تلویزیون قرار دهید.

در سال‌های اخیر متخصصان روش‌های دیگری علاوه بر عینک‌های Passive برای دیدن تصاویر سه بعدی طراحی کرده‌اند. در این روش نیاز به استفاده از عینک‌های مخصوص هست ولی لنز این دوربین‌ها دارای رنگ یا فیلتر خاصی نیست.

مکانیزم کار این عینک‌ها برپایه ایجاد تاخیر در زمان دیدن تصاویر توسط هر چشم است.
این عینک‌ها از صفحات کوچک LCD برای ایجاد تصاویر سه بعدی استفاده می‌کنند. هر قسمت از عینک دارای حسگرهای فروسرخ است که به صورت بی‌سیم با تلویزیون ارتباط برقرار می‌کند. 

زمانی که تصویری برروی صفحه نمایش ایجاد می‌شود، هر لنز این عینک تصویر مشابهی را ایجاد می‌کنند با این تفاوت که در نمایش تصاویر برای هر چشم تاثیر وجود دارد.

در حقیقت هر کدام از لنزها بین حالت شفاف و غیر شفاف تغییر حالت می‌دهند. زمانی که تصویر لنز راست برروی صفحه نمایش داده می‌شود، لنز چپ تاریک می‌شود و برعکس. این تغییر با سرعتی بالا رخ می‌دهد که چشم انسان قدرت تشخیص آن را ندارد.

این فن‌آوری‌ها سال‌هاست که توسط دانشمندان طراحی شده‌اند ولی تنها چند سالی‌است که علم روز قدرت پیاده سازی آن‌ها برروی تلویزیون‌های LCD و پلاسما را دارد.

نمی‌توان از هر تلویزیونی انتظار تولید تصاویر سه بعدی را داشت.
اکثر کاربران ترجیح می‌دهند تلویزیون‌های سه بعدی خریداری کنند که از قبل سیستم پخش سه بعدی برروی آن‌ها نصب شده باشد.

این تلویزیون‌ها به دو صورت موجود هستند. یک سری تنها قابلیت پخش تصاویری را دارند که به صورت سه بعدی ضبط و پخش می‌شوند، این در حالی است که سری دیگری از تلویزیون‌ها می‌توانند هر تصویری را به صورت سه بعدی نمایش دهند.

این روز‌ها بیشتر تلویزیون‌های سه بعدی ترکیبی از نمایشگرهای LCD-LED با کیفیت HD هستند و بیشتر فیلم‌های سه بعدی نیز با توجه به حجیم بودن، برروی دیسک‌های بلو - ری عرضه می‌گردند.



VAIO P seri

امروز قراره در مورد محصول جدید سونی صحبت کنیم.این دستگاه یه مینی نوت بوک هستش که یا یه صقحه 8 اینچی و وزنی معادل 800 گرم باعث جذابیت بیشتری در میان نوت بوک ها شده است.از هم اکنون فروش آن شروع شده و در 3 رنج قیمت  900 هزار ،1 میلیون و 1 میلیون و
دویست هزار تومان عرضه میگردد.این سیستم از پردازنده 1.66 گیگا هرتزی اینتل بهره میبرد که با رم 2 مگا بایتی میتوان گفت بسیاری از نیازهای دم دستی مارا برآورده خواهد کرد.از دیگر امکانات آن میتوان به GPS Bluetooth webcam Wirelessو SSD کارت اشاره کرد.این مدل در 5 رنگ متفاوت برای سلیقه های متفاوت ارائه و عرضه شده است.این مدل با ظاهری بسیار زیبا میتواند در هر جمعی جلب توجه کند.برای کسب اطلاعات بیشتر از سایت سونی وایو  دیدن کنید.


http://www.techgadgets.in/images/sony-vaio-p-series-pc.jpg




زمین از روی مریخ

mars_a2da-w500.jpg

‏ این تصویر جدیدی نیست و در واقع در هشتم مارس سال ۲۰۰۴ گرفته شده است. اما به احتمال زیاد تا به حال آن را ندیده اید چرا که همین چند روز پیش توسط ناسا منتشر شده است. این نخستین عکس از کره زمین است که از روی سیاره ای دورتر از ماه گرفته شده. این عکس را مریخ نورد اسپیریت یک ساعت قبل از طلوع خورشید از روی سطح مریخ گرفته. تا پیشرفت هایمان به مان نشان بدهد که چقدر کوچک هستیم. ‏ 
‏ 
آن نقطه ی کم رنگ در وسط تصویر ما هستیم. همه ما! ‏
وای خدای بزرگ... این عکس واقعا تکان دهنده‌است...
تا چه اندازه انسان می‌تواند در برابر حتی بخشی از عظمت هستی، حقیر و کوچک باشد...؟! و این انسان کوچک، تا چه اندازه گاهی مغرور و سرکش می‌شود...؟!
خدایا تو خود شاهدی که هرگز عظمت و بزرگی تو و آفریده‌هایت را حتی برای لحظه‌ای درک نکرده‌ایم و هرگز توان تشکر از نعمتهای بی‌شماری که به ما عطا کردی را نداشته و نخواهیم داشت
منبع:احسان پ ونارنجی




اینتل این بار با 6 هسته

یکی از جدیدترین پردازنده های اینتل Core i7 نام دارد، در این سری شما سریع ترین پردازشگرهای حال حاضر دنیا را می بینید که دارای شش هسته هستند. بنابراین شاید وقت آن رسیده باشد که کمی دقیق تر به آن‌ نگاه کنیم. اگر به دنبال یک بررسی کامل و فنی از پردازشگری هستید که نزدیک به دو میلیارد ترانزیستور را در خودش جای داده، این مطلب برای شما است.

 

این بار باید میزبان بررسی پردازنده ی جدید اینتل به نام Core i7-980X Extreme باشیم . پردازنده هایی که پسوند Extreme را با خود به همراه دارند همواره هدف خود را برروی مخاطبان علاقه مند خود و گیمر های حرفه ای متمرکز می کنند اما این پردازنده علاوه بر پیروی از این قاعده سریع ترین پردازنده ی desktop جهان نیز هست؛ پس ما راهی نداریم جز بررسی آن.

 

مشخصات این پردازنده ی جدید بسیاری را از روح و جان به وجد می آورد اما سعی کردم آن را به دقت مورد بررسی قرار دهم بنابر این جای بیشتری برای صحبت درباره این پردازنده وجود دارد پس در ادامه به بسیاری از موضوعات مرتبط با این پردازنده خواهیم پرداخت . در تصویر زیر می توانید بخش داخلی این پردازنده را مشاهده کنید . دو هسته بیشتر ، 4 مگابایت Cache بیشتر و در عین حال مصرف انرژی تقریبا برابر با پردازنده ی قبلی یعنی i7-975Extreme از ویژگی های این پردازنده است . تصویر سمت راست نیز نمای طراحی 32 نانومتری این پردازنده را نشان میدهد که توانایی گنجایش شش هسته را به ارمغان آورده .

Intel-i7-02-narenji-ir.jpg

 

مشخصات:  

Intel-i7-03.png

معماری این پردازنده جدید 32 نانومتری و از نوع GolfTown است در حالی که تا به حال معماری پردازنده های Core i7 ؛ 45 نانومتری و از نوع Nehalem بوده است و این یکی از تحولات دیگری است که این پردازنده همراه خود به میان آورده اما سوکت این پردازنده با سوکت معماریNehalem یکسان است بنابراین، پردازنده ی Corei7-980X Extreme نیز نیازمند سوکت LGA1366 میباشد که در مادربرد های با چیپست X58 به کار میرود . پس خبر خوب این است که اگر از مادربرد های x58 استفاده می نمایید، لازم نیست نگران تعویض مادر برد خود باشید.

 

در ساخت این CPU از 1 میلیارد و 700 میلیون ترانزیستور استفاده شده و فرکانس کاری هر هسته 3.33 گیگاهرتز است. 6 هسته ای که در این پردازنده استفاده شده باعث تبدیل آن به قوی ترین پردازنده ی Desktop دنیا شده اند. مقدار Cache L3 این پردازنده برابر با 12 مگابایت می باشد. این پردازنده انرژی الکتریکی معادل 130 وات را در حداکثر کارکرد، به مصرف میرساند و ولتاژ ورودی آن برابر با تقریبا 1 ولت می باشد. قیمت تقریبی این پردازنده 999 دلار اعلام شده که پیش بینی می شود در ایران قیمت آن کمی بالاتر باشد. اگر چه بسیاری این قیمت را برای یک پردازنده نجومی میدانند اما داشتن سریع ترین پردازنده ی Desktop دنیا هم لذت خاص خود را دارد.

Intel-i7-04-narenji-ir.jpg

نمای ظاهری این پردازنده فرق چندانی با پردازنده های دیگر مبتنی بر سوکت 1366 پین ندارد . تصویر زیر هم این موضوع را تایید می کند. در بالای این پردازنده به مانند تمام CPU های سری Core i7 یک پخش کننده ی حرارت قرار دارد و سطح زیرین این پردازنده نیز تفاوتی با دیگر پردازنده های سوکت LGA 1366 ندارد.

Intel-i7-05.png

Intel-i7-06.png

حال به بررسی درون این پردازنده می پردازیم:

Core i7-980X extreme بر پایه نسخه جدید طراحی هسته های اینتل پایه گزاری شده است و روند پردازش پیشرفته تر از پردازنده های قبلی سری Core i7 می باشد. اما به مانند معماری پیشین این سری عملکرد هر هسته مختص خود آن است یعنی هسته ها به صورت تکی کار میکنند. برای مثال ممکن است هسته اول 100% کار کند در حالی که هسته دوم 20% کار میکند و این موضوع به بار پردازشی بستگی دارد. اما تفاوت اصلی در اینجاست که تعدادی تغییر در AES-NI (Advanced Encryption Standard - New Instructions) ایجاد شده است . این تغییرات باعث شده اند که پنهان کردن و آشکار سازی الگوریتم ها در سخت افزار، تسریع شود. که این امر باعث کنترل دقیق تر میزان پردازش و فرکانس کاری CPU خواهد شد.

 

چهره ی معماری GolfTown که در Core i7-980X extreme به کار گرفته شده ، شبیه به معماری Bloomfield است. (معماری دیگری که در پردازنده های قبلی Core i7 وجود داشت) اما به هر حال مقدار Cache بیشتری در GolfTown به کار گرفته شده (12 مگابایت از نوع L3 ) در حالی که Bloomfield از 8 مگابایت کش استفاده می کرد.

 

مشخصات دیگر این CPU را می توانید در تصویری که از نرم افزار CPU-Z در بالا قرار داده شده ببینید. فرکانس نرمال این پردازنده برابر با 3.33 گیگا هرتز است که در حالت توربو به 3.6 گیگا هرتز می رسد. حداکثر فرکانس QPI (که مدتی است جای گزین FSB شده ) به 6.4GT/s (3200 مگاهرتز) میرسد. توان مصرفی این پردازنده نیز برابر با 130 وات میباشد که مشابه CPU های قبلی سری Core i7 است. تصویر زیر معماری GolfTown را نشان میدهد.

Intel-i7-07-narenji-ir.jpg

پردازنده ی Core i7-980X Extreme در ظاهر خود هر 6 هسته با معماری GolfTown را در بر میگیرد. در وسط این پردازنده موتور صف بندی و عناصری که هسته ها را شامل نمیشوند قرار دارد. در پهلوی هر سه هسته سه Cache L3 قرار دارند یعنی برای سه هسته سمت راست و چپ هر کدام 6 مگابایت کش در نظر گرفته شده است. کنترل کننده حافظه در بالا و لینک های QPI در سمت چپ و راست پردازنده قرار گرفته اند. هر سه هسته، یک لینک QPI. همچنین همانظور که گفته شد در ساخت این پردازنده از یک میلیارد و 700 میلیون ترانزیستور استفاده شده است و سایز کلی آن برابر با 248 میلیمتر مربع میباشد. گنجانده شدن 6 هسته در این پردازنده نیز به لطف معماری 32 نانو متری امکان پذیر شد.

 

همچنین همراه پردازنده ی Corei7-980X Extreme یک خنک کننده جدید عرضه می شود که با نوع DBX-B جایگزین شده است که این فن از نوع Tower-type می باشد. هیت سینک آلمینیومی به همراه 4 هیت پیپ (لوله های انتقال حرارت) در هرطرف ، قدرت خنک سازی را تاحد زیادی افزایش داده اند. همچنین یک سویچ روی فن قرار دارد که سرعت آنرا کنترل می کند. این فن در سرعت 800 دور در دقیقه حدود 20 دسی بل صدا تولید می کند و در سرعت 1800 دور در دقیقه صدای این فن به 35 دسی بل می رسد.

 

Intel-i7-09-narenji-ir.jpg

اورکلاک:

اورکلاک این پردازنده را با فن فابریک خودش انجام شد تا مشخص شود که حداکثر فرکانس کاری این پردازنده چقدر است. بار اول توانستیم فرکانس این پردازنده را به 4.1 افزایش دهیم اما عملکرد سیستم پایدار نبود و برای دستیابی به عملکرد پایدار سیستم را دوباره راه اندازی کرده و این بار توانستیم اورکلاک را در فرکانس 3.9 گیگاهرتز انجام دهیم و سیستم توانست پایدار بماند در مجموع برای یک CPU با فن فابریک این مقدار اورکلاک را میتوان خوب ارزیابی کرد اما مطمئنا با به کار بردن خنک کننده های قوی تر میتوان به پایداری در فرکانس های بالا تر نیز دست پیدا کرد.

Intel-i7-10-narenji-ir.jpg

توجه داشته باشید که اورکلاک برای مواقعی که نیاز به قدرت بیشتری احساس می شود انجام می شود که با توجه به همین موضوع با وجود در اختیار داشتن چنین پردازنده ای با6 هسته 3.33 گیگاهرتزی، نیاز به اورکلاک در مواردی معدود احساس خواهد شد و گیمر ها نیاز چندانی به این کار نخواهند داشت ، حداقل تا زمانی که Crysis2 وارد بازار شود!

 

مادربردهای پیشنهادی

اگر همین چند وقت پیش یک مادربرد X58 خریدید که هیچ؛ اما اگر در فکر خرید مادربردی هستید که بر مبنای چیپست X58 باشد، ما برای شما دو گزینه زیر را پیشنهاد میکنیم:  
اولین گزینه مادربرد GIGABYTE X58A-UD5 میباشد . شاید برای بسیاری از شما این مادر برد آشنا به نظر برسد ، تعجبی هم ندارد چون هم گیگابایت مارک معروفی است و هم X58A-UD5 ، قدرتمند ظاهر شده است. این مادر برد علاوه بر توانایی های بالایی که در پشتیبانی از اسلات های گرافیکی دارد به USB3 و SATA3 نیز مجهز شده است . این مادر برد از چهار اسلات PCI-E2.0 بهره میبرد که در صورت کار به صورت تکی یا دوتایی از نوع X16 و در صورت کار به صورت 3 و 4 تایی به ترتیب دوتای اولی به صورت X16 و دوتای بعدی به صورت X8 کار می کنند . سیستم خنک کننده ی این مادر برد نیز در حد مطلوبی است و از هیت سینک ها و هیت پیپ های نسبتا بزرگی بهره میبرد که باعث خنک سازی بهتر می شوند.

Intel-i7-11-narenji-ir.jpg

پیشنهاد بعدی ما مادر برد ASUS P6X58D Premium این مادر برد نیز همانند مورد قبلی دارای هیت سینک ها و هیت پیپ های بزرگ و سیستم خنک سازی مناسبی می باشد و از USB3 و SATA3 نیز پشتیبانی به عمل می آورد.

 

تعداد اسلات های PCI-E در این مادربرد برابر با سه عدد می باشد که هر سه آنها به صورت X16 کار می کنند. با توجه به این مساله ، کراس فایر و SLI با این مادربرد بسیار لذت بخش بود. این مادربرد همچنین به طراحی 16+2 فاز نیز مجهز شده است. خازن های این مادر برد همانند UD5 ساخت ژاپن بوده و 100% جامد می باشند که این به معنی طول عمر بالای این خازن ها است.

 

در کل ASUS P6X58D را می توان مادربردی سریع و قدرتمند توصیف کرد که کار با آن لذت بخش و آسان است.

 

و GIGABYTE X58-UD5 را میتوان مادربردی با طراحی بسیار عالی و با عملکرد سریع و قدرتمند و خنک سازی فوق العاده توصیف کرد که با قابلیت های خود دل هر کاربری را به دست می آورد.

Intel-i7-12-narenji-ir.jpg

تست با 3D Mark 06 :

Intel-i7-13-narenji-ir.jpg

کاربرانی که با نرم افزار های تست سخت افزار آشنایی دارند حتما نام این برنامه را شنیده اند. تستی که روی این پردازنده انجام شد متشکل از دو صحنه ی سه بعدی مختلف بود که آنها توسط یک رندر گیرنده نرم افزاری اجرا شده که وابسته به کارکرد CPU شما می باشد. در نمودار زیر میتوانید، امتیاز پردازنده های مختلف را مشاهده نمایید. مشخصات سخت افزاری نیز در بالای نمودار نوشته شده است.

 

Core i7-980X بالا ترین امتیاز را کسب کرده اما فاصله آن با Core i7-975 به اندازه ای که باید باشد نیست.

 

تست با 3D MARK Vantage

Intel-i7-14-narenji-ir.jpg

این برنامه فیزیک هایی را که برروی گیم ها اجرا میشوند را به عنوان ابزاری برای تست عملکرد سیستم های مختلف به کار می برد. صحنه ی پرواز دو هواپیما و برخورد آنها به یک دیگر و طبعا برخواستن دود و آتش ناشی از انفجار که بار پردازشی زیادی را بر پردازنده وارد می کند ، در این تست مورد استفاده قرارگرفت.

 

بر خلاف تست قبلی در این تست پردازنده ی i7-980X توانست عملکرد بسیار خوبی را به نمایش بگذارد و توان مندی خود را ثابت کند و عملکردی حدودا 40 درصد بیشتر از Core i7 975 ارائه دهد که مقدار بسیار قابل توجهی می باشد.

 

در نهایت :

پردازنده ی جدید بدون شک عملکرد قابل توجهی را ارائه می دهد و سرعت و قدرت بالای آن می تواند نیاز گیمر های حرفه ای را برطرف سازد. این پردازنده باقیمت 999 دلار به فروش می رسد. و همانگونه که در ابتدای مقاله اشاره شد قیمت این پردازنده در ایران کمی گران تر خواهد بود. این CPU همچنین توانایی بالایی برای اورکلاک کردن از خود نشان داد. از طرفی دیگر این پردازنده را میتوان انقلابی نامید زیرا اولین پردازنده ی 6 هسته ای Desktop است و عملکرد بسیار بالایی دارد همچنین این سی پی یو اولین نسخه از معماری GolfTown اینتل می باشد. یکی دیگر از نقاط قوت این پردازنده پشتیبانی از سوکت 1366 اینتل می باشد که آن را برای مادربرد های دارای چیپست X58 قابل استفاده می سازد.

 

رقابت میان اینتل و AMD همچنان ادامه دارد. اما چیزی که مشخص است، این است که اینتل اولین پردازنده ی 6 هسته ای را برای Desktop تولید کرد و قطعا این نام همراه این شرکت خواهد ماند.

 

منبع مشخصات: سایت رسمی شرکت اینتل

منبع اطلاعات دریافتی به صورت فارسی:سایت نارنجی





برنامه سازی سیستم جلسه سوم

در این جلسه قراره در مورد ورودی و خروجی کنسولی و گزارش و تحلیل خطاها در زمان فراخوانی سیستم  بحث کنیم.لطفا کنین و فایل مربوط به این درس  رو از اینجا دانلود کنین.




گزارش تخلف
بعدی